الشيخ الكليني ( مترجم : كمره اى )
283
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى )
گفته مىشود مادت الارض يعنى چرخيد « مادت الغصن » شاخه درخت به اين و آن سو شد « ماد الرجل » تبختر كرد و شانه بالا انداخت يا دچار سرگيجه و غش شد بخاطر مستى يا ركوب دريا و مانند آن پايان نقل از المنجد . با توجه بموارد استعمال كلمه « ماد » روشن مىشود كه مقصود از اينكه زمين دچار اضطراب بوده اشاره به همان دوران سرگردانى ستارههاى يك منظومه شمسى است كه مدتها طول ميكشد تا در مدار خود مستقر گردد و بنا بر اين بايد گفت تشكيل كوهها در هر سياره و هم در زمين نشانه تحجر كامل ماده است و مقارن دوران استقرار آنها است در مدار مخصوص خود و بعبارت ديگر اين دندانهاى بزرگ يك ستاره فضائى مانند زمين بمنزله پرههائى است كه در يك چرخ تعبيه ميكنند و وجود اين پرهها در انتظام گردش آن چرخ اثر بسزائى دارند و پس از توجه به اين موضوع به خوبى معلوم مىشود كه حديث چه منظورى را بيان كرده است و بچه حقيقت علمى نظر دارد ، ميفرمايد كوهها را چون ميخ بر كره زمين كوبيده و آن را از سرگردانى در آورده و بوسيله اين كوهها كه پره مانند بر گرد آن در آمدهاند در مدار خود قرار گرفته و بگردش وضعى و انتقالى خود ادامه ميدهد و تعبيرات قرآن در اين زمينه بسيار شيوا و گويا است : 1 - كوهها چون ميخ بر زمين كوبيده شدهاند و تا مسافت قابل توجهى در آن فرو رفته و ريشه دارند . 2 - كوههاى بلند ميخهاى بلندى هستند كه در زمين هم تا عمق بيشترى نشستهاند . 3 - كوهها لنگر كشتى زمينند كه در درياى فضا شناور است و آن را در مدار مخصوص خود نگه دارى ميكنند از اينكه از مدار خود به اين سو و آن سو بيرون رود . و مطلب ديگرى كه در اين جا قابل توجه است موضوع انديشه در اين تعبيرات پر معناى قرآن و اخبار ائمه معصومين است كه در بيان طبيعيات كرات و افلاك به هيچ وجه با اصطلاحات علمى دائر و رائج آن عصر كه فلسفه يونان بوده هم نفس نشده است و با تعبيراتى اين حقائق علمى را بيان كرده است كه امروزه هم ميتوان به همان تعبيرات حقائق علمى بشر را تا آنجا كه كشف شده تعبير كرد و اين خود يكى ديگر از وجوه اعجاز قرآن بشمار ميرود . و در جمله سوم كه ميفرمايد خداوند آهن را آفريد تا كوهها را خوار و رام سازند اشارهايست بترقى صنعت در محيط انسانى كه امروزه دل كوهها را ميشكافد و از ميان آن تونلها و راه آهنها ميگذراند و از شكم آن مواد سرشار نفت و ذغال سنگ و انواع ديگر معادن را بيرون ميكشد شرح - از مجلسى ره - « قوله فترجى و تخاف » يعنى من تو را زنده نكنم تا زنده بودنت براى دوزخيان مايه اميد نجات شود و براى بهشتيان مايه ترس زوال نعمت بهشت گردد و ذبح موت شايد كنايه از ذبح نمونهاى باشد بدين نام تا هر دو دسته بهشتى و دوزخى بمشاهده و عيان بدانند كه مرگ از ميان برداشته شد در صورتى كه اعراض را در آخرت قابل تجسم ندانيم زيرا از خرد بدور است .